تبليغاتX
غلا‌مرضا كاظمي‌دينان‌

غلا‌مرضا كاظمي‌دينان‌

 

یادم می آید وقتی که نوجوان بودم، یک شب با پدرم در صف خرید بلیط سیرک ایستاده بودیم. جلوی ما یک خانواده ی پرجمعیت ایستاده بودند. به نظر می رسید پول زیادی نداشتند. شش بچه که همگی زیر دوازده سال بودند، لباس کهنه ولی در عین حال تمیز پوشیده بودند. بچه ها همگی با ادب بودند. دو تا دوتا پشت پدر و مادرشان، دست همدیگر را گرفته بودند و با هیجان در مورد برنامه ها و شعبده بازی هایی که قرار بوده ببینند، صحبت می کردند. مادر بازوی شوهرش را گرفته بود و با عشق به او لبخند می زد.

وقتی به باجه بلیط فروشی رسیدند، متصدی باجه از پدر خانواده پرسید : " چند عدد بلیط می خواهید؟" پدر جواب داد: " لطفا شش بلیط برای بچه ها و دو بلیط برای بزرگ سالان".

متصدی باجه، قیمت بلیط ها را گفت. پدر به باجه نزدیک تر شد و به آرامی پرسید: "ببخشید، گفتید چقدر؟" متصدی باجه دوباره قیمت بلیط ها را تکرار کرد.

پدر و مادر بچه ها با ناراحتی زمزمه کردند. معلوم بود که مرد پول کافی نداشت. حتما فکر می کرد که به بچه های کوچکش چه جوابی بدهد؟

ناگهان پدرم دست در جیبش برد و یک چک پول پانصد هزار ریالی بیرون آورد و وری زمین انداخت. بعد خم شد، پول را از زمین برداشت، به شانه ی مرد زد و گفت : "ببخشید آقا، این پول از جیب شما افتاد!"

مرد که متوجه موضوع شده بود همان طور که اشک از چشمانش سرازیر می شد، گفت : " متشکرم، متشکرم آقا."

پدر خانواده مرد شریفی بود ولی در آن لحظه برای این که پیش بچه ها شرمنده نشود، کمک پدرم را قبول کرد.

بعد از این که بچه ها داخل سیرک شدند، من و پدرم از صف خارج شدیم و به طرف خانه حرکت کردیم.

ما آن شب به سیرک نرفتیم!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 18:1  توسط غلا‌مرضا كاظمي‌دينان‌  | 

 

۳- مولفه های مدیریت انگیزش

ممکن است امروزه چنین به نظر برسد که توانایی برانگیختن افراد استعداد ذانی باشد که ممکن است فردی آن را باشد و یا نباشد اما این توانایی را می توان از طریق اصلی که مدیریت انگیزش نامیده می شود، مورد بررسی قرار داد.

مدیریت انگیزش بر روی سه شرط اعتماد به نفس، اطمینان و رضایت کارکنان تمرکز دارد. نکته اصلی در مدیریت انگیزش این است که بدانیم کارکنان به وسیله ی چه چیزی برانگیخته می شوند دستیابی به این راه حل یک فرآیند دو مرحله است. در مرحله ی اول باید کارکنان برای صحبت کردن مهیا شوند و به آن ها کمک شود که با اطمینان به ارائه ی پاسخ خای صادقانه و واقعی در یک محیط گفت و شنو آزادانه بدون هیچ گونه تبعات منفی بپردازند و در مرحله دوم برای دستیابی به حقیقت باید سوالاتی مطرح شود سوالاتی از قبیل :

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 9:36  توسط غلا‌مرضا كاظمي‌دينان‌  | 

 

 ۲- شیوه ها و تکنیک های مدیریت در جهت ایجاد انگیزش

امروزه یکی از وظایف بسیار مهم مدیران و سرپرستان این است که رفتار زیردستشان را بهبود دهند تا بتوانند از استعدادهای بالقوه آنها استفاده کنند. بررسی های آماری نشان داده است که :

·            88درصد کارکنان می خواهند سخت کار کنند و حداکثر تلاش خود را انجام دهند.

·     55درصد از کارکنان گفته اند این حقوق نیست بلکه نیاز درونی است که باعث می شود حداکثر تلاششان را انجام دهند.

·            50 درصد از کارکنان گفته اند کارشان را صرفا در سطح انجام می دهند که اخراج نشوند.

·     75 درصد از کارکنان گفته اند بیش از این می توانند در کارشان اثربخش باشند و یا وقتی از آنها پرسده شده : چرا بهتر و بیشتر کار نمی کنند، گفته اند رییس ما نمی داند چطور ما را به کار بهتر و بیشتر وادار کند.

·     حال پس از تامل در این بررسی ها می توانیم به درک بهتری از جایگاه مدیریت و نقش تکنیک ها و روش های مدیریت نوین در ایجاد انگیزه در کارکنان درست یابیم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 12:47  توسط غلا‌مرضا كاظمي‌دينان‌  | 

۱- انگیزش چیست؟

انگیزش را می توان بر حسب رفتارهای برونی، میل به انجام کار توسط افراد تعریف نمود. کسانی که دارای انگیزه هستند هنگام کار کردن نسبت به کسانی که انگیزه ندارند فعالیت بیشتری از خود نشان می دهند.

به طور کلی افراد نه تنها از لحاظ توانایی انجام کار یا همان انگیزش با هم تفاوت دارند. انگیزه ها را گاهی به عنوان نیازها، تمایلات یا محرکات درونی فرد تعریف می کنند وا نگیزه ای که به سوی هدف ما معطوف می شوند. ممکن است آگاهانه ناخودآگاه باشد. برخی هدف ها را با انگیزه ها اشتباه می گیرند. این در حالی که هدف ها جنبه خارجی و انگیزه ها جنبه درونی دارند در حقیقت هدف ها از این جهت مورد توجه قرار می گیرند که وضعیتی را به وجود می آورند تا انگیزه های فرد ارضاء شود انگیزه ها را می توان به طور کلی در سه گروه انگیزه های فیزیکی، اجتماعی و روانی تقسیم بندی نمود.

انگیزه های فیزیکی به نیازهای بیولوژیکی مانند گرسنگی، تشنگی و مانند این ها مربوط می شود و انگیزه های اجتماعی انگیزه هایی هستند که ارضای آن بستگی دارد به همکاری با فرد یا پذیرش فرد از طرف سایرین به طور مثال پذیرش عضویت فرد در یک گروه و یا دادن پست و شغل به او انگیزه های روانی نیز اختصاص به رفتار انسانی دارد و با ارزش های شخصی فرد ارتباط پیدا می کند. به طور مثال افراد خیر که ثروت خود را بدون تبلیغ و غیر علنی صرف انجام امور اجتماعی می نمایند، در جهت ارضا انگیزه های روانی خویش حرکت می کنند. انگیزه ها همیشه با نیازها در شکل دادن رفتار با هم رقابت می کنند پس چه عاملی موجب می شود که شخص از میان این نیازها یکی را از طریق فعالیت ارضا کند؟

در پاسخ باید گفت نیازی که بیشترین قدرت را دارد در لحظه خاصی از زمان موجب فعالیت می گردد و نیازها یکی را از طریق فعالیت نیازهای ارضا شده قدرتشان کاهش یافته و طبعا افراد را بر نمی انگیزد تا برای ارضا آن ها هدف هایی را جستجو کنند.

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 12:54  توسط غلا‌مرضا كاظمي‌دينان‌  | 

 

با رشد و گسترش روزافزون تکنولوژی این سئوال برای مدیران مطرح است که چگونه امکان دارد سازمانی با وجود محدودیت های گوناگون از حقوق و دستمزد گرفته تا تجهیزات و تکنولوژی در عرصه ی رقابت بین المللی ثبات خود را حفظ نماید و همچنان به جلو گام بردارد؟ برای چنین سوالی پاسخ های گوناگونی می توان ارائه کرد که یکی از مهم ترین آن ها در اختیار داشتن نیروی انسانی کارآمد و با انگیزه است که می تواند دگر مولفه های موفقیت هر سازمان را در اختیار بگیرد.

امروزه دیگر مدل مدیریت سنتی که در آن مدیر کنترل می کند و کارکنان تحت نظارت هستند کارآمد نیست و نقش مدیریت به منظور ایجاد محیط کار توانمند، باید از چارچوب ذهنی، فرماندهی کنترل محیط به حس مسوولیت و احترام متقابل به کارکنان تبدیل شود.

همانطور که در ادبیات مدیریت بیان شده هر فرد برای انجام فعالیت به دو عامل اصلی دانش و انگیزه نیاز دارد که در پرتو کسب این دو عامل هر سازمان می تواند تصویر روشنی از آینده را برای دستیابی به اهدافش ترسیم نماید.

در قرن اخیر که شکاف بین پیشرفت ها علمی و فنی و سطح بهره وری در کشورهای مختلف هر لحظه ژرف تر و عمیل قر می شود و سازمان ها چون آب های خروشان و گل آلود یک رود همواره دستخوش تغییرات ناگهانی هستند و زمان آرامش و سکون کمتر احساس می شود نقش نیروی انسانی با انگیزه و علاقمند به هیچ وجه قابل چشم پوشی نیست.

اکنون سازمان های موفق در عرصه ی جهانی با به کارگیری شیوه ها و متدلوژی های مدیریت نوین، تعهد و مسوولیت پذیری پرسنل را به ارزش تبدیل کرده اند و به این حقیقت دست یافته اند که در سایه ی توانمندی سازی کارکنان در جهت ایجاد رضایتمندی شغلی و به طور خلاصه مدیریت انگیزش و حرکت به سوی تربیت کارکنان برانگیخته می توان رقابت را از دیگر رقبا ربود.

ادامه دارد...

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 9:10  توسط غلا‌مرضا كاظمي‌دينان‌  |