«کسی که دارای عزمی راسخ است جهان را مطابق میل خویش عوض می کند .»
امروزه به سبب پیچیده شدن نوع روابط و پیشرفت گسترده جامعه در ابعاد گوناگون ، مسائل و موضوعاتی که ریشه از ماهیت علوم انسانی دارند ، متأثر از مسائل مختلف میشوند . برای آن که بتوان مسألهای را در مجموعهای حل و فصل کرد در درجه اول باید همه عوامل و زمینههایی را که که موجب بروز مشکل شدهاند شناسایی و سپس برای حل آن برنامهریزی کرد . یکی از موضوعاتی که هم چون سایر مسایل علوم انسانی دارای ابعاد مختلف سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی است موضوع روابط عمومی میباشد .
در روابطعمومی هم مانند برخی مقولات دیگر باید ابتدا ماهیت و کارکردهای آن شناسایی و برای حل آن برنامهریزی نمود و راهکار مناسب ارایه کرد . یکی از مسائل مهم در روابطعمومیها ،بحث مدیریت روابطعمومی ها ، ابزارهای ایجاد ارتباط و رابطه آن با علم مدیریت است .
واقعیت انکار ناپذیر این است که علیرغم وجود مدیران معتقد و کاردان در کار مدیریتی کشور ، به دلایل مختلف از جمله اختلاف سلیقهها در نحوه انعکاس مطالب و وجود تعاریف متفاوت از میزان آگاهی و اطلاع رسانی به مردم و عدم وجود شناخت کافی و اشاعه فنآوری های نوین از یک طرف و نبود نیروهای متخصص و قدرتمند در ترکیب روابط عمومیها ، این نهاد به جایگاه واقعی خود دست نیافته و ماهیت این دستگاه در حد یک واحد معمولی باقی مانده است .
بدون شک روابطعمومیها در صورتی میتوانند به سبب کارکرد خود ماهیت رسانهای بیابند و زمینه بروز عقاید و نظرات و افکار مردم و درک ضرورت پاسخگویی دستگاه را فراهم آورند که ارتباط مناسب و تنگاتنگی با دیگر بخشهای علوم انسانی ایجاد کرده و بر تربیت و به کارگیری مدیران متخصص و کارآمد همت گمارند .
روابط عمومی از مهمترین ابزارهایی است که نقشهای رابط و نقشهای اطلاعات را تحت پوشش قرار میدهند .
از آنجایی که اطلاع رسانی یکی از ارکان مهم روابط عمومی است به طور اصولی فرایند اطلاع رسانی و اطلاع پردازی در روابطعمومی نقش تعیین کننده و اساسی را برعهده دارد.
ادامه مطلب
نیروهای آشکار و پنهانی که در درون انسان وجود دارد و متناسب با شرایط محیطی خاص از طریق نظام عصبی واکنش نشان می دهند عبارتند از شور و آگاهی ، قدرت جسمانی ، عشق و علاقه ، نبوغ و خلاقیت ، ایمان ، پشتکار ، خشم ، شهوت ، کینه ، اعتماد به نفس ، اراده ، شادی و نشاط ، غم و اندوه ، ضعف و کسالت ، اضطراب و نگرانی ، حساسیت ، کنجکاوی ، مهر و محبت ، حالت روحی و...... هر یک از این نیروها همانند یک بردار دارای شدت و جهت معینی است که اندازه و جهت آن در افراد مختلف در حالتهای گوناگون با یکدیگر تفاوت دارد .
با توجه به این نیروها که در درون ما وجود دارد باید همیشه از خود به خوبی یاد کنید و مرتباً با توجه به توانمندی های خود زندگی را به گونه ای که دلخواه شماست تصور کنید تا الگوهای مثبت وارد زندگی شما بشود ، چون ما همانی هستیم که انتظارش را داریم .
ادامه مطلب
دو دوست با پای پیاده از جادهای در بیابان عبور میکردند . بین را سر موضوعی اختلاف پیدا کردند و به مشاجره پرداختند . یکی از آنها از سر خشم ، بر چهره دیگری سیلی زد .
دوستی که سیلی خورده بود ، سخت آزرده شد ولی بدون آن که چیزی بگوید ، روی شنهای بیابان نوشت : «امروز بهترین دوست من ، بر چهرهام سیلی زد .»
آن دو در کنار یکدیگر به راه خود ادامه دادند تا به یک آبادی رسیدند . تصمیم گرفتند قدری آنجا بمانند و کنار برکه آب استراحت کنند .
ادامه مطلب
بزرگی و اهمیت توسعه در سالهای اخیر ذهن تمام صاحب نظران در رشته های مختلف علمی را به خود جلب کرده و آنان را بر آن داشته است که از ابعاد مختلف و با رویکردهای گوناگون به آن بپردازند و برای آن راهکارهای متفاوتی ارائه دهند . امروز دیگر برای توسعه فقط نسخه تجویز شده توسط اقتصاددانان مفید نمی باشد و با دستورات آنان نمی توان به توسعه دست یافت .
همین دیدگاه بر سیاستمداران و رهیافت های آنها ، مردم شناسان ، جامعه شناسان و روانشناسان اجتماعی نیز حاکم است . آنها هیچ یک به تنهائی نمی توانند به مقوله توسعه و مسائل مربوط به آن بپردازند و راهکارهای واقع بینانه ارائه نمایند . راهکارهای هر یک از آنها به تنهائی به مثابه کسانی است که در داستان مندرج در مثنوی مولوی در تاریکی به اعضای بدن فیل دست یافته و برمبنای برداشت خود چیزی از فیل در ذهن خود متصور نموده که در روشنائی همه آن تصورات غیر واقعی و اشتباه جلوه کرد . لذا برای چنین پدیده ای با این وسعت ، تنوع و دارای متغیرهای فراوان ، بی شک نیاز به یک همکاری و همراهی جمعی از همه رشته های معارف بشری داشته و باید از آنها بهره جت . از جمله نمی توان نقش حساس و مهم روابط عمومی و روش های آن در این میان انکار نمود .
مایکل نودارو می گوید : " توسعه را باید جریانی چند بعدی دانست که مستلزم تغییرات اساسی در ساختار اجتماعی ، طرز تلقی عامه مردم و نهادهای ملی و نیز تسریع در رشد اقتصادی ، کاهش نابرابری و ریشه کن کردن فقر مطلق است .توسعه در اصل باید نشان دهد که مجموعه نظام اجتماعی هماهنگ با نیازهای متنوع اساسی و خواسته های افراد و گروههای اجتماعی در داخل نظام از حالت نامطلوب زندگی گذشته خارج شده و بسوی وضعیت یا حالتی از زندگی که از نظر مادی و معنوی بهتر است سوق می یابد .
همانطور که در تعریف فوق مشاهده شد دستیابی به توسعه مستلزم تغییرات اساسی در همه ابعاد اجتماعی می باشد . وبا توجه به نگرش جدید به روابط عمومی که به میزان قابل ملاحضه می تواند در تغییرات اجتماعی اثرگذار باشد و شکل خاصی از رفتارها و کردارهای جمعی و گروهی را پدید آورد و به آنها جنبه عمومی دهد . و اگر خصلت فرهنگ سازی را برای روابط عمومی بپذیریم و قبول کنیم که از نظر وظایف و عملکرد این فن کارساز قرن حاضر با علم هنر عجین است به راحتی درمی یابیم که روابط عمومی ها در پدید آوردن و شکل دهی فرهنگ توسعه بیشترین نقش را داشته و خواهد داشت و می توانند زمینه مناسب و بستر لازم را برای توسعه فراهم آورند .
روابط عمومی می تواند بستر لازم را برای فرهنگ کار و تلاش را آماده کند و شرایطی را ایجاد نماید که از طریق آن تنبلی و از دست دادن زمان جای خود را به تلاش و کوشش بدهد .
روابط عمومی در این مسیر می تواند وفاق ملی و شرایط سیاسی ، اجتماعی ویژه ای را پدید آورد که با توسل به آن به راحتی برنامه های توسعه شکل بگیرند و جامعه مهیای حرکتی شگرف در راستای توسعه شود.

