تبليغاتX
غلا‌مرضا كاظمي‌دينان‌

غلا‌مرضا كاظمي‌دينان‌

مقصد زندگی

سالها پیش حاکمی به یکی از سوارکارانش گفت: مقدار سرزمین هایی را که با اسبش طی کند را به او خواهد بخشید همان طور که انتظار میرفت، اسب سوار به سرعت برای طی کردن هر چه بیشتر سرزمینها سوار بر اسب شد و با سرعت شروع کرد به تاختن با شلاق زدن به اسبش با آخرین سرعت ممکن می تاخت و می تاخت.

حتی وقتی گرسنه و خسته بود متوقف نمی شد چون می خواست تا جایی که امکان داشت سرزمین های بیشتری را طی کند وقتی مناطق قابل توجهی را طی کرده بود و به نقطه ای رسید که از شدت خستگی و گرسنگی و فشار های ناشی از سفر طولانی مدت داشت میمرد. از خودش پرسید: چرا خودم را مجبور کردم تا سخت تلاش کنم و این مقدار زمین را به پیمایم؟ در حالی که در حال مردن هستم و تنها به یک وجب خاک برای دفن کردنم نیاز دارم.

.............................................................

داستان بالا شبیه سفر زندگی خودمان است. برای به دست آوردن ثروت و قدرت و شهرت سخت تلاش می کنیم و از سلامتی و زمانی که باید برای خانواده صرف شود غفلت می کنیم تا با زیبایی ها و سر گرمی های اطرافمان که دوست داریم مشغول باشیم.

وقتی به گذشته نگاه می کنیم متوجه میشویم که هیچگاه به این مقدار احتیاج نداشتیم اما نمی توان آب رفته را به جوی باز گرداند.

زندگی تنها پول در آوردن و قدرتمند شدن و بدست آوردن شهرت نیست. زندگی قطعا فقط کار نیست بلکه کار تنهابرای امرار معاش است تا بتوان از زیبایی ها و لذت های زندگی بهره مند شدو استفاده کرد.

زندگی تعادلی است بین کار و تفریح خانواده و اوقات شخصی.بایست تصمیم بگیری که چه طور زندگیت را متعادل کنی. اولویت هایت را تعریف کن و بدان که چه طور می توانی با دیگران به توافق برسی اما همیشه اجازه بده که بعضی از تصمیمات بر اساس غریزه درونیت باشد.شادی معنا و هدف زندگی است. هدف اصلی وجود انسان است. اما شادی معنای متعددی دارد .چه شادی را شما انتخاب می کنید؟ چه نوع شادی روح بلند پروازتان را ارضا می کند؟.......فکر کنیم کتاب زندگی یک بار به چاپ میرسد پس عاشقانه بخوانیم مهربان دوستان

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 7:25  توسط غلا‌مرضا كاظمي‌دينان‌  | 

 

 

 

زلال که باشی آسمان در تو پيداست

 

 

 

 

 

 

پرسيدم .......،

چطور ، بهتر زندگی کنيم ؟

با کمی مکث جواب داد

گذشته ات را بدون هيچ تاسفی بپذير ،

با اعتماد، زمان حالت را بگذران ،

و بدون ترس براي آينده آماده شو.

ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز.

شکايت هايت را باور نکن ،

و هيچگاه به باورهايت شک نکن .

زندگی شگفت انگيز است ، در صورتيکه بدانی چطور زندگی کنی .

پرسيدم ،

آخر .....

و او بدون اينکه متوجه سئوالم شود ، ادامه داد:

مهم اين نيست که قشنگ باشی .....،

قشنگ اين است که مهم باشی ! حتی براي يک نفر.

کوچک باش و عاشق .... که عشق ، خود ميدان آئين بزرگ کردنت را...

بگذار عشق خاصيت تو باشد، نه رابطه خاص تو با کسی .

موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن..

داشتم به سخنانش فکر ميکردم که نقسی تازه کردو ادامه داد...

 

هرروز صبح در آفريقا ، آهويی از خواب بيدار ميشود و براي زندگی کردن و امر معاش در صحرا ميچرايد،

آهو ميداند که بايد از شير سريعتر بدود، در غير اينصورت طعمه شير خواهد شد ،

شير نيز براي زندگی و امرا معاش در صحرا ميگردد ، که ميداند بايد از آهو سريعتر بدود، تا گرسنه نماند..

مهم اين نيست که تو شير باشِی يا آهو

مهم اينست که با طلوع آفتاب از خواب برخيزي و براي زندگيت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دويدن کنی .

به خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود ولی ميخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... که چين از چروک پيشانيش باز کرد و با نگاهی به من اضافه کرد:

زلال باش ... ، زلال باش .....

فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی ، يا درياي بيکران ،

زلال که باشی ، آسمانی در تو پيداست

 

دو چيز را هميشه فراموش کن :

خوبی که به کسی می کنی

بدي که کسی به تو می کند

 

هميشه به ياد داشته باش:

در مجلسی وارد شدی زبانت را نگه دار

در سفره اي نشستی شکمت را نگه دار

در خانه اي وارد شدي چشمانت را نگه دار

 

دنيا دو روز است :

يک روزبا تو و يک روز عليه تو

روزي که با توست مغرور مشو روزي که عليه توست مايوس نشو. چرا که هر دو پايان پذيرند.

به چشمانت بياموز که هر کسی ارزش نگاه ندارد

به دستانت بياموز که هر گلی ارزش چيدن ندارد

به دلت بياموز که هر عشقی ارزش پرورش ندارد

 

دو چيز را از هم جدا کن:

عشق و هوس

چون اولی مقدس است و دومی شيطانی ، اولی تو را به پاکی می برد و دومی به پليدي .

هر دنيا فقط 3 نفر هستند که بدون هيچ چشمداشت و منتی وفقط به خاطر خودت خواسته هايت را برطرف ميکند ، پدر و مادرت و نفر سومی که خودت پيدايش ميکنی ، مواظب باش که از دستش ندهی و بدان که تو هم براي او نفر سوم خواهی بود.

چشم و زبان ، دو سلاح بزرگ در نزد تواند ، چگونه از آنها استفاده ميکنی ؟ مانند تيري زهر آلود  يا آفتابی جهانتاب ، زندگی گير يا زندگی بخش ؟

 

هيچگاه عشق را با محبت ، دلسوزي ، ترحم و دوست داشتن يکی ندان، همه اينها اجزاء کوچکتر عشق هستند نه خود عشق .

هميشه با خدا دردل کن نه با خلق خدا وفقط به او توکل کن ، آنگاه می بينی که چگونه قبل از اينکه خودت دست به کار شوي کارها به خوبی پيش می روند.

 

از خدا خواستن عزت است ، اگر برآورده شود رحمت است و اگر نشود حکمت است

 

از خلق خدا خواستن خفت است ، اگر برآورده شود منت است اگر نشود ذلت است .

 

پس هر چه می خواهی از خدا بخواه ودر نظر داشته باش که براي او غير ممکن وجود ندارد و تمام غير ممکن ها فقط براي شماست

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 14:12  توسط غلا‌مرضا كاظمي‌دينان‌  | 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین 1391ساعت 11:9  توسط غلا‌مرضا كاظمي‌دينان‌  | 

هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود در این سال لذت ببرید.

سلامتی:

1- آب فراوان بنوشید.

2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید..

3- بیشتر از سبزیجات استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.

4- بااین 3 تا E زندگی کنید:

Energy (انرژی)

Enthusiasm (شورواشتیاق)

Empathy (دلسوزی و همدلی).

5- از ورزش کمک بگیرید.

6- بیشتر بازی کنید.

7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.

8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.

9- 7 ساعت بخوابید.

10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.

شخصیت:

11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد.

12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.

13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.

14- خیلی خود را جدی نگیرید.

15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید.

16- وقتی بیدار هستید بیشتر خیال‌پردازی کنید.

17- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.

18- گذشته را فراموش کنید.. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.

19- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.

20- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید...

21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.

22- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر می‌باشند.

23- بیشتر بخندید و لبخند بزنید.

24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد.


جامعه:

25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.

26- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.

27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.

28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید.

29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید.

30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست.

31- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.

زندگی:

32- کاری مثبت هاانجام دهید.

33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.

34- عشق درمان‌گر هر چیزی است.

35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.

36- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.

37- مطمئن باشید که بهترین هم می‌آید.

38- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، باید از هستي تان شاكر باشيد.

39- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.

آخرین اما نه کم‌ا: همیت‌ترین

40- خودراباورداشته باشید و دیگران را دوست بدارید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 11:33  توسط غلا‌مرضا كاظمي‌دينان‌  | 

چراجایگاه روابط عممومی شناخته نشده

امروز در کشورهای توسعه یافته مدیریت روابط عمومی درجایگاه بالاتر از مدیریت های تخصصی سایر بخش قرار دارد که متآسفانه در کشورمان هر بخش تخصصی بجز روابط عمومی در دستگاهها فرزند اصلی به حساب می اید . در حالی که این تشخیص کاملاً اشتباه است ، همه دستگاه ها اگر به واسطه یک روابط عمومی قوی کار خود را عرضه کنند  می توانند در دستیابی به اهدافشان موفق شوند .

ارزش روابط عمومی به میزانی که باید و شایسته آن است شناخته نشده  زیرا که یکی از این مشکلات روابط عمومی در کشور ما فقدان منابع علمی و مکتوب مناسب در این حوزه می باشد .

از دلایل دیگر عدم شناخت نقش روابط عمومی در کشورمان این بود که این نهاد محصول طبیعی جامعه ما نبوده است و ما بدون زیر ساخت فرهنگی با آن آشنا شدیم . با گذشت زمان و ایجاد نیازهای جدید در جامعه در حال گذر ایران و با سواد شدن درصد بیشتری از مردم ، ایجاد تمایلات تساوی طلبانه ، بالارفتن توقعات مردم از سازمانها ،گسترش وسایل ارتباط جمعی ، اهمیت یافتن هر چه بیشتر افکار عمومی ، رشد صنایع و ... نیاز به داشتن روابط عمومی های کارامد بیش ازبیش احساس شد.

روابط عمومی امروز بخشی از دستگاه اجرائی شناخته می شود از نتایج زندگی مدنی در دنیاست .و پل ارتباطی و رابط بین مدیریت سازمان با درون و بیرون سازمان میباشد

وظیفه روابط عمومی است که به مردم بگوید کار سازمان هادر حال حاضر چیست و چه حقوقی را می توانند مطالبه نمایند . اهداف سازمان را با نیازهای مخاطبین هماهنگ نماید که این یک کار فرهنگی است تا با مخاطبین به یک باور جمعی برسند و آگاه باشند که یک حرکت رو به رشدی وجود دارد که دوطرف با آینده زیبایی روبرو خواهند شد .

باید به روابط عمومی ها این فرصت را داد تا بتوانند در هر جایی که لازم است حضور پیدا کنند و اطلاعات لازم و مورد نظر را جهت اطلاع رسانی کسب نمایند . روابط عمومی ها وظیفه دارند انتظارات جامعه را سازماندهی کرده و ارتباط لازم و مناسب با رسانه ها برقرار کنند و اعتقاد داشته باشند که بدون همراهی رسانه ها امکان دسترسی به اهداف مشکل تر و حتی در بعضی مواقع غیر ممکن خواهد بود .

روابط عمومی ها حلقه اتصال میان سازمان و مخاطبین می باشد لذا باید بیان کننده حقیقت دستگاه باشند و حقایق را آن طور که هست به مخاطبین انتقال دهند.

روابط عمومی، تبلیغات نیست بلکه باید یک جریان شفاف ودو سویه را مدیریت کند . لازمه این کار مهم این است که روابط عمومی ها تخصص و علم و آگاهی خود را بالا ببرند تا بتوانند بر کار خود اشراف کامل داشته باشند .

روابط عمومی وظیفه ایجاد ، حفظ و تداوم همدلی و همراهی را عهده دار است . از دیدگاه استاد کاظم متولی روابط عمومی یعنی ابلاغ اطلاعات واقعی موسسه به مخاطبان ذی ربط و کسب نظریات آنها به منظور ایجاد حسن تفاهم و اطلاع رسانی واقعی است که اگر واقعی نباشد ، چرخه فعالیت های روابط عمومی غیر حرفه ای و غیر استاندارد است .

در روابط عمومی خبری از دروغ و اغوا نیست . اگر جز این عمل کنیم ، مردم بی اعتماد می شوند و نقطه سیاهی حک می شود . ای وی لی با صداقت و روراستی وارد میدان شد و تلاش زیادی کرد تا اعتماد مخاطبان را کسب کند.پس داشتن صداقت ، شفافیت و حقیقت گویی که منجر به اعتماد، تفاهم وتعامل خواهد شد بایددر عملکرد و رفتارروابط عمومی ها دیده شود.

 برای اثبات صرفاً نباید به ارسال خبراکتفا کرد بلکه بااخبار، بازدیدها ، پوستر ها ، بروشورها خوب با پیام های مناسب و صادقانه و سلسله اقدامات دیگر امکان پذیر می شود. روابط عمومی واقعی و اخلاقیات تفکیک ناپذیرند . در حرفه روابط عمومی هنر ، دانش و مهارت در کنار اخلاق معنا پیدا می کند .

جای بسی خوشحالی است که چند سالی است که بعضی از دوستداران روابط عمومی با برگزاری  سمپوزیوم و همایش موضوع روابط عمومی و جایگاه آنرا به بحث و بررسی می گذارند و موجب آن شده مسئولین و مقامات کشوری نسبت به این حرفه حساس شده و برای آن ارزش قائل شوند .و دانش اموختگان روابط عمومی با حضوردراینگونه برنامه ها اگاهی و تخصص خود را ارتقاء بخشند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 11:6  توسط غلا‌مرضا كاظمي‌دينان‌  | 

به نام خدا

ترافیک چهره تهران را عبوس کرده

چهره تهران زیبا متاسفانه با ترافیک عبوس و افسرده شده است . این عبوسی و افسردگی در چهره شهروندان نیز به وضوح دیده می شود . دود شدن بنزین ، پول ، زمان  و عصبانیت شهروندان حاصل این ترافیک است . واقعاً چه کسی باید پاسخ گو باشد ؟ چه باید کرد ؟ کدام سازمان می بایست تصمیم گیری و رنامه ریزی نماید؟ و چگونه کشورهای دیگر این معضل را حل کرده اند ؟ این ها سوالهایی است که مردم دارند که می بایست مسئولین پاسخ گو باشند.

مطمئناً مدیریت شهری می دانند که ترافیک مسئله ای آنقدرها غیر قابل حل نیست زیرا در دنیا در دهه های 60 و 70 میلادی حل شده است اما متاسفانه بحران ترافیک در ایران به دلیل عدم یک پارچگی تصمیم گیری به یک معضل حل نشدنی تبدیل گردیده در حالی که اگر سازمانها  و نهادهای مرتبط از خودبینی های خود بیرون بیایند و ایده هایشان را یک پارچه و واحد سازند به طور قطع ترافیک از کلان شهرها و بخصوص تهران رخت بر می بندد و حذف خواهد شد و ما شاهد چهره شاد و خندان شهروندان و نهایتاً چهره پایتخت اسلامی از عبوسی و افسردگی بیرون آمده و شاداب و خندان می شود. یکی از دلایلی که در عدم توفیق برنامه های توسعه شهری به صورت خاص و ضعف در برنامه ریزی شهری به طور عام در حل مسائل و مشکلات شهری و هدایت منطقی شهری مطرح می شود عدم توجه و نقش و جایگاه عناصر مدیریت شهری در تحقق برنامه ریزی توسعه شهری است در حال حاضر کلانشهر تهران با انبوه نیازها و مسائل جاری عمرانی خود توسط بیش از 24 سازمان و نهاد دولتی یا عمومی بطور مجزا برنامه ریزی و هدایت می شود که این روند موجب تشدید مسایلی چون آلودگی هوا ، افزایش هزینه های زندگی برای شهروندان و نهایتاً چهره نازیبا و عصبانی تهران پایتخت کشور اسلامیمان می شود. البته باید فراموش نکنیم که طی دو دهه اخیر بخصوص چند سال اخیر شاهد ایجاد توسعه شبکه بزرگراهی معابر و خصوصاً حمل و نقل عمومی در کلانشهر تهران بوده ایم بطوریکه اخیراً شاهد انتخاب کلانشهر تهران در موضوع توسعه سریع مترو و BRT  در چند سال اخیر توسط سازمان ملل متحد و انجمن بین المللی حمل و نقل عمومی بوده ایم که تمامی این تحولات را باید مدیون تلاشها و هدایت های صحیح نمایندگان شورای اسلامی شهر تهران و برنامه ریزی های درست در تخصیص مناسب اعتبارات در پروژه های ترافیکی توسط مدیران شهری باشیم . که جا دارد از تمامی این عزیزان بخصوص شهردار محترم و معاونت محترم حمل و نقل و ترافیک شهرداری تشکر و قدردانی نماییم .

به نظر می رسد چنانچه سازمانها و نهادها از تصمیم گیری های تک محوری های خود بیرون بیایند و به عنوان گروه مشاور و همراه این مسئولیت را به مدیریت شهر بسپارند تا بتوانند با همفکری دیگر سازمانها و در چارچوب راهبردهای وزارت کشور و شورای شهر متولی اصلی ساماندهی مسایل ترافیکی و ارتقای مشارکت شهروندان و رضایت آنها بوده و پاسخ گو عملکرد خود باشند . زیرا که مردم فداکار و مسلمان کشور اسلامیمان شایسته داشتن محیطی زیبا ، شاد ، آرام و پاک هستند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 22:15  توسط غلا‌مرضا كاظمي‌دينان‌  | 

 

امروز سر چهار راه کـتـک بـدی از یـک دختـر بچـه ی هفـت سـالـه خـوردم !

دل به دلم بدین تا براتون تعریف کنم

پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و
برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمین
 و زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی
!

زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و........ خلاصه فریاد میزدم

یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمیرسید
هی میپرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید
....

منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و
هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید
که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه
 برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین
 مزاحم دیگران نشین و
....

دخترک ترسید... کمی عقب رفت ! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم
 ناخودآگاه ساکت شدم ! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب
این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم! ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم ،
 اومد جلو و با ترس گفت : آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! ذوستم که اونور
 خیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین!
اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان،
دخترتون گناه داره....... دیگه نمیشنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته چی میگه؟
!

حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود ،
توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد
!

یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای
زدن یک نفر استفاده نمیکنه! ... اما دریغ از توان و نای سخن گفتن
!

تا اومدم چیزی بگم ، فرشته ی کوچولو ، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد!
حتی بهم آدامس هم نفروخت
!

هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه ! چه قدرتمند بود
!!

مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و کتک بخورید!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 8:49  توسط غلا‌مرضا كاظمي‌دينان‌  | 

 

نیایش

خدایا مرا وسیله این برای صلح و آرامش قرارده

یاری کن هر جا تنفر هست     بذر عشق بکارم

و هر جا آزردگی است      ببخشم

هر جا شک است             ایمان 

هر جا یاس است              امید

و هر جا غم است      شادی هدیه کنم

الهی ! توفیقم ده که پیش از طلب همدردی ، همدردی کنم .

پیش از آنکه مرا بفهمند ، دیگران را درک کنم .

پیش از آنکه دوستم بدارند دوست بدارم .

به دنبال خدا نگرد

خدا در بیابان های خالی از انسان نیست

خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست

خدا در مسیری که به تنهایی آن را سپری می کنی نیست .

خدا آنجا نیست

به  دنبالش نگرد.

خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست .

در قلبیست که برای تو می تپد.

خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد.

خدا انجاست

خدا در خانه ای است که تنهایی در آنجا نیست .

در جمع دوستان است.

خدا در دستی است که به یاری می گیری

در قلبی است که شاد می کنی

در لبخندی است که به لب انسانها می نشانی

آنجاست که زندگی می کنی و زندگی می بخشی

آنجاست که عهدی می بندی و عمل می کنی

او جایی است که همه شادند.

همه چیز را  می داند ، چون آگاه است و آگاهی  را دوست دارد.

در میان جمع گرم انسانهاست .

انسانهایی که به یاری هم می شتابند و بهم کمک می کنند.

خدا شناخت را دوست دارد زیرا گفته است من گنجی مخفی بودم.

دوست داشتم شناخته شوم ، آفرید ما را تا او را بشناسیم و آگاه باشیم

خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد .

خدا آنجاست

خدا در خانه ای است که تنهایی در آنجاست

در جمع عزیزترین هایت است

خدا در دستی است که به یاری می گیری

در قلبی است که شاد می کنی

در لبخندی است که به لب می نشانی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1390ساعت 19:32  توسط غلا‌مرضا كاظمي‌دينان‌  | 

انواع تبليغات

ميدان عمل و حوزه نفوذ تبليغات در همه‌جا و در زمينه‌هاى مختلف گسترده است. در امور سياسي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادى و... مى‌‌توان جلوه‌هاى تبليغات را به‌صور گوناگون مشاهده نمود لذا تعيين و توضيح شعبات و تقسيمات آن آسان نيست به‌ويژه آنکه روش‌ها و تکنيک‌هاى تبليغى در سوژه‌ها و اهداف مختلف گاهى يکسان در مواردى متفاوت و در پاره‌اى درهم و مختلط است و حتى بسيارى از ابزار تبليغى در همه يا اکثر شعبات متصور تبليغات مورد استفاده قرار مى‌گيرد. فى‌المثل وقتى مى‌گوئيم ”پوستر“ يک وسيله تبليغاتى است مى‌بينيم که اين وسيله مى‌تواند تقريباً در همه موارد و موضوعاتى که درباره آنها تبليغ مى‌شود کاربرد داشته باشد.

بنابراين با اينکه نمى‌توان مشخصاً تبليغات را مجموعه‌اى از چند شاخه و شعبه مجزا با تکنيک‌هاى ويژه دانست اما با تعمق و توجه به آنچه که در سير تاريخى و جريان متداول آن روى داده است مى‌توانيم آن را از نظر شيوه‌هاى اجرائى و القائى به دو گروه مستقيم و غيرمستقيم و از لحاظ موضوعى عمدتاً دو بخش تجارى و سياسى منقسم بدانيم. اهم تصورات و تلقيات و توجهات عمومى از تبليغات نيز همين دو بخش عمده يعنى تبليغات تجارى و سياسى تشکيل مى‌دهد.

شيوه اجرائى

شيوهٔ اجرائى و نحوه ايجاد ارتباط پيام‌هاى تبليغى با مخاطبين يا صريح و علنى و بلاواسطه يا غيرصريح و پنهان، اشاره‌اى و مرموز است که اولى مستقيم (Direct Advertisement)، و دومى را غيرمستقيم (Indirect Adventisement)، مى‌ناميم. حضور اين دوگانگى و شيوه‌هاى متفاوت در دنياى پرغوغاى حساس و پردامنه تبليغات غيرعادى و دور از انتظار نيست و با توجه به اهميت ذات و جوهره آن طبيعى و ضرورى نيز به‌نظر مى‌رسد.

تبليغات مستقيم

پيام‌دهنده پيام خود را هر چند با رنگ و لعاب و بوق و کرنا همراه کرده باشد اما صريح و بى‌پروا به مخاطبين خود ابلاغ مى‌کند در اين روش مستمعين و بينندگان متن يا تصويرى را به‌عنوان پيام و اطلاعيه ”تبليغي“ دريافت مى‌کنند و پيام‌دهندگان نيز در موقع و مقام ”مبلغ“ قرار دارند و شناخته مى‌شوند.

يک آگهى بازرگانى از راديو پخش مى‌شود شنوندگان متن آگهى را به‌عنوان پيام تبليغى گوش مى‌کنند و مى‌دانند که صاحبان و مديريت و يک بنگاه تجارى براى معرفى و فروش کالاى خود و به‌دست آوردن سود با کمک آژانس تبليغاتى مبادرت به صدور و پخش آگهى مشخصى کرده‌اند.

در سال‌روز يک واقعه سياسى يا اجتماعى يا مذهبى ناطق براى جمعيت دعوت شده‌اى در بزرگداشت شخصى يا آئين و مسلکى سخنرانى مى‌کند و پيدا است که مجموعه مراسم و متن سخنرانى در دفاع و ترويج و تبليغ و تحکيم مورد خاص مرتبط با آن سال‌روز تنظيم و تدوين شده است در اين‌گونه مواقع همه چيز روشن و واضح است و طرفين پيام‌هاى تبليغى و شأن نزول پيام‌ها شناخته شده و آشکار مى‌باشند و هيچ نوع فريب و دغلکارى در اين نوع ارسال پيام تبليغى وجود ندارد البته اشتباه نشود که منظور و محور اين مبحث شکل و نوع ارسال پيام است و نه مفاد و مضمون آنچه ممکن است يک آگهى تبليغاتى به روش مستقيم پخش و اعلان شود اما متن و مفاد آن سرشار از دروغ و کژى و نيرنگ باشد.

مهم‌ترين فايده تبليغات مستقيم براى گيرندگان پيام آن است که آنها لااقل از ”تبليغي“ بودن پيام مستقيم با خبر هستند و از اين جهت در معرض غافلگيرى قرار نمى‌گيرند و در پذيرش ذهنى يا رد آن مختار هستند.

از خصوصيات ديگر تبليغات مستقيم گسترده بودن ميدان عمل براى عاملان آن است در اين روش اکثر ابزار و وسايل تبليغى را مى‌توان به‌کار گرفت و در عين حال که در مقايسه با روش غيرمستقيم در طراحى و برنامه‌ريزى آن تأمل و تدبّر و نازک‌بينى کمترى صرف مى‌شود غالباً از تأثيرگذارى اگر نه عميق‌تر اما سريع‌تر نيز برخوردار است.

تبليغات غيرمستقيم

از عنوان آن پيدا است که اين نوع تبليغات نمود و ظهور علنى و صريح ندارد. با اين شيوه، اهداف تبليغى پيام‌هاى غيرمستقيم صادره و منتشره پنهان و غيرمحسوس است و به‌نظر بعيد مى‌آيد اما نبايد تصور کرد که با تلاش‌هاى معموله در ارائه يک برنامه تبليغات غيرمستقيم مى‌توان ضمن تأثيرگذاري، اهداف تبليغى آن را کاملاً دور از فهم و ذهن همه کس نگاه داشت چه تشخيص آن براى خواص و روشنفکران جوامع دشوار نيست و عوام نيز به تجربه در بيشتر موارد به نکته ياد شده يعنى ”هدف تبليغي“ در برنامه‌هاى تبليغات غيرمستقيم پى خواهند برد.

البته بديهى است که درجه غيرمستقيم بودن برنامه‌هاى تبليغات موسوم به غيرمستقيم متفاوت است و به خواست و تمايل طرف ذينفع و مقدار مهارت‌هائى که در طراحى آنها به‌کار مى‌رود بستگى دارد.

در تنظيم طرح‌ها و برنامه‌هاى تبليغات غيرمستقيم به سادگى نمى‌توان از همه امکانات در دسترس استفاده کرد و آماده‌سازى آنها زيرکى و هوشمندى و اطلاعات و تجربه زيادى را مى‌طلبد و عوامل و شرايط و اوضاع و احوال مختلف در کسب موفقيت يا عدم آن دخالت دارند.

بعضى از پيام‌هاى تبليغات غيرمستقيم در زمينه‌هاى گوناگون که با مضامين و قوالب مناسب و با رعايت جميع جهات تهيه و ارائه مى‌گردند بسيار مؤثر و نافذ هستند و نمونه‌هاى آن در دنيا کم نيست و بسيارى ديگر نه تنها موفقيتى کسب نمى‌کنند که برعکس اذهان را خسته و کسل کرده و موجبات انزجار مخاطبين را فراهم مى‌کنند و بعضى ديگر تنها مى‌توانند شاهد بى‌تفاوتى و بى‌اعتنائى افکار عمومى باشند.

از ويژگى‌هاى اين نوع تبليغ آن است که پيام‌هاى آن از کانال‌هاى نامرئى و پنهان و يا غيرمنتظره عبور داده مى‌شوند و معمولاً مخاطبين دفعتاً و به‌طور غافلگيرانه آنها را دريافت مى‌کنند و در حقيقت به آنها تحميل مى‌گردد.

در تبليغات غيرمستقيم لزوماً از اشکال و قانونمندى‌هاى مشخص و مکرر پيروى و استفاده نمى‌شود. بلکه در ساخت و ساز آنها بيشتر از فرصت‌هاى پيش آمده و موقعيت‌هاى جديد و حوادث پيش‌بينى نشده سود برده مى‌شود.

تبليغات تجارى

براى تبادل کالا و گردش پول در بازار داد و ستد و آگاه شدن مردم از انواع مايحتاج زندگى و در عين حال جلوگيرى از اجبار خريداران به انواع مشخصى از کالاها و ايجاد رقابت و بهبود کيفيت اجناس و امتعه تبليغات تجارى در نظام‌هاى اقتصادى غيرمتمرکز لازم، مفيد و طبيعى است به‌ويژه نقش اطلاعاتى تبليغات در دنياى صنعتى و مصرفى معاصر کاملاً موجه و ضرورى است.

گسترش شهرها و پراکندگى و تعدد روستاها و شهرک‌ها و شهرها و عدم دسترسى همگان به اطلاعات اقتصادى و تغييرات انواع توليدات ايجاب مى‌کند تا از طريق آگهى‌هاى بازرگانى و اطلاعيه‌هاى تبليغى اذهان عمومى را به آنچه که در جريان امور بازرگانى مى‌گذرد، متوجه نمايد. اما در روند تکاملى تبليغات تجارى در دنيا آنچه که تاکنون مشاهده و تجربه شده حکايت از اين دارد که بعضاً عوارض و تبعات و آثار منفى نيز در جوامع به‌وجود آورده است. زيرا بسيارى از فعاليت‌هاى تبليغات تجارى بر محور فريب و غلو و گزافه‌گوئى مى‌چرخد و لذا در اين‌گونه موارد اگرچه در مقاطعى باعث کسب سود و جذب مشترى مى‌شود اما در نهايت موجبات رسوائى و شکست فريب‌دهندگان را فراهم مى‌کند و بى‌اعتمادى و دلزدگى و سرخوردگى را در بين مخاطبان و مشتريان به‌وجود مى‌آورد. از طرف ديگر با پيشرفت‌هاى حاصله در کشورهاى توسعه يافته و انجام تلاش‌هاى شتاب‌زده اقتصادى در ممالک در حال توسعه، توليدات تبليغات تجارى نيز به‌صورت انبوه و گيج‌کننده‌اى رخ نموده است طرح‌‌هاى نوبه‌نو و انواع تازه به تازه اشکال مختلف آگهى‌هاى تجارتى به اصطلاح چشم و گوش مردم را پر کرده است و در ميان اين معرکه جذب مشترى براى بسيارى از بنگاه‌هاى توليدى دشوار شده است. ديده شده که اجناسى با کيفيت خوب و قيمت مناسب به‌علت کم‌رنگ بودن و جالب نبودن متن و فرم آگهى‌هاى تبليغاتى مربوط در ميدان رقابت بازار شکست خورده و به فروش نرفته يا آن‌قدر دير خود را نماينده که بازده مالى لازم را نداشته و در اين رهگذر در حق مشتريان نيز ناخودآگاه جفا شده است چون آنها را از تهيه کالاى مناسب‌تر بازداشته است.

همچنين کشورهاى مختلف جهان نمى‌توانند فقط در داد و ستد و معاملات داخلى بسنده کنند يکى از شاخصه‌هاى رشد و توسعه اقتصادى هر مملکت صادرات توليدات داخلى است. معرفى توليدات به مشتريان خارجى مستلزم انجام تبليغات حساب شده و سنجيده و مناسب است و از اين‌رو است که اهميت تبليغات تجارى و کسب مهارت‌ها و تکنيک‌هاى جديد تبليغى در رونق اقتصادى جهان معاصر امرى مشهود و محسوس است.

تبليغات سياسى

اتخاذ تدبير و تدوين طرح‌ها و اعمال شيوه‌هائى که القاء ايدئولوژى خاص يا تحکيم بنيان‌هاى حاکميت يا تلاش براى تغيير نظام موجود يا پيروزى در انتخابات و امثالهم منظور و اهداف آنها را تشکيل دهند و در صورتى‌که طرف خطاب و عمل آنها افکار عمومى باشد، تبليغات سياسى ناميده مى‌شود.

تبليغات سياسى نيز ريشه در تاريخ دارد. از بدو تشکيل قوميت‌ها و قبيله‌ها و حکومت‌ها و بروز و وسوسه‌هاى دولت براندازى و دست‌اندازى به سرزمين‌هاى مجاور و دور و دورترها و به‌وجود آمدن رقابت‌ها براى تسخير مراکز قدرت‌ها هر وسيله مادى و معنوى و مرسوم روزگاران به‌کار گرفته مى‌شد تا ادامه جلوس بر کرسى‌هاى فرمانروائى يا لزوم جنگ و خونريزى و يا اخذ ماليات و باج و خراج و صدور هرگونه فرمان و انجام هر عمل و اقدامى موجه نشان داده شود و نيز قدرت‌نمائى و ترس به دل دشمن و مهاجم انداختن و فريب دادن آنها براى وصول به مقاصد توسعه‌طلبى يا دفع خطر و هرگونه زمينه‌سازى و تمهيدانديشى براى وصول به توفيقات مسلکى و مرامى و فراهم آوردن هواخواه و طرفدار از طريق انواع تبليغات سياسى متداول انجام مى‌گرفته است و تاريخ تحولات اجتماعى جهان شاهد بسيارى از اين‌چنين‌ها است.

اما اين داستان بسيار پيچيده و مرموز و پرشاخ و برگ است و گاهى منطق حق يا باطل بودنش چنان پريشان و مغشوش مى‌شود که تشخيص و تميز آنها کار آسانى نيست زيرا مقولات حق و باطل خود نسبى و کلى و تفسيرپذير است و برحسب عادات و سنن و تجارب و اعتقادات و فرهنگ و منافع متفاوت اشخاص تعابير گوناگون دارد. به هر حال تبليغات سياسى نيز مثل هر فن و حرفه‌اى کاربردها و کارآئى‌هاى متفاوت و متضادى دارد آنجا که عقل و وجدان عمومى بر صحت پديده و شالوده‌اى حکم مى‌کند بديهى است که تبليغات او نيز ضروري، مفيد، حق و مشروع تلقى مى‌شود و آنجا که قضاوت عمومى و تاريخ بر رد و منفى و ذمّ تفکر و نماد و مجموعه‌اى است تبليغات آن نيز نامشروع، مضر، مخرب و ناحق محسوب مى‌گردد. از مشخصه‌هاى تبليغات سياسى وسعت ميدان عمل و فراوانى دست‌آويزها و عوامل و ابزار آن است و اين به‌دليل حساسيت و جدى بودن بيش از حد موضوعات آن است. براى عرضه و فروش يک کالا اگر تبليغات تجارى به‌کار گرفته نشود و يا تبليغات انجام شده درباره آن سست و نارسا باشد نتيجه حاصله احتمالاً عدم سوددهى يا نهايتاً ضرر و زيان محدود مالى براى يک شرکت توليدى يا بنگاه بازرگانى خواهد بود. اما در گستره تبليغات سياسى وضعيت ديگرى حاکم است در اينجا مسئله بود و نبود و تضعيف و تثبيت و صعود و سقوط رژيم‌ها، ايدئولوژى‌ها و قدرت‌هاى سياسى مطرح است و فى‌المثل اگر در پشت مجموعه‌اى از برنامه‌هاى تبليغات تجارى منافع کارخانه و تجارتخانه‌اى قرار دارد در وراء تحرکات تبليغات سياسى ارزش‌هاى ايدئولوژيکى و قدرت‌هاى نظامي، سياسى حزبى نهفته است.

در قرون اخير با توجه به کارکردهاى تبليغات در روند جنگ‌ها و انقلابات و تحولات سياسى و اجتماعى دنيا ديگر اهميت شايان تبليغات سياسى بر هيچ‌کس پوشيده نمانده است به‌طورى که از ديدگاه صاحب‌نظران و محافل علمي-ارتباطى اسلحه تبليغات سياسى حتى از عامل نظامى نيز برنده‌تر و کارسازتر تلقى مى‌شود.

تبلغات سياسى به‌منزله بيمه شدن حضور طبيعى دولت‌ها و ملت‌ها در خانواده جهانى نيز به‌شمار مى‌رود. گرچه اين حضورها و مقبوليت‌ها برحسب وقوع حوادث گوناگون شکننده و ناپايدار باشد. به هر حال ايجاد ارتباطات بين‌المللى و کسب وجهه و اعتبار جهانى ناگزير بايد از مجراى تبليغات سياسى عبور کند.

در نقد و بررسى تبليغات سياسى به يک عنصر مشخص برمى‌خوريم و آن اين است که در اين مجموعه، قانونمندى و فورمول‌بندى و طبقه‌بندى خيلى دقيق و از پيش تعيين شده‌اى وجود ندارد. ممکن است از زبان، ادبيات، علوم و فنون، هنرها، ارزش‌‌هاى فرهنگى و اعتقادى و قومى و ميهنى در تنظيم و تدوين برنامه‌هاى تبليغات سياسى استفاده گردد و براى توزيع و انتشار آنها از هر وسيله‌اى به‌ويژه رسانه‌هاى جمعى سود برده شود. همچنين شيوه‌هاى خطائى و بيانى براى توزيع داخلى يا خارجى ممکن است متفاوت باشد چون بايد با فضاى فرهنگى و تربيتى و مقتضيات خاص محل مصرف هماهنگ باشد.

خطوط عبور جريان تبليغات سياسى را کانال‌هاى معين تشکيل نمى‌دهند اين باران سيل‌آسا در همه‌جا مى‌بارد و همه‌چيز و هه کس را در معرض بارش و ريزش خود قرار مى‌دهد تبليغات سياسى ممکن است در لابه‌لاى يک سرود آهنگين بر لب و در معنى بر جان کودک کودکستانى بنشيند يا اذهان ميليون‌ها انسان را در تماشاى يک فيلم تلوزيونى از باورهاى يقينى خود مردّد يا تهى سازد اين عجوزه افسونگر در همه‌جا رخ مى‌نمايد.

تبليغات سياسى به‌صور مختلف و با اهداف مختلف و در درجات گوناگون در جهان معاصر سارى و جارى است. مى‌توان از آن با يک اعلاميه و خبر رسمى و عادى با ترفندهاى و شگردهاى عجيب و غريب و ويرانگر و اندوه‌بار مثال آورد.

تبليغات سياسى روا

همان‌طور که هر نوع تبليغ سالمى اعم از تجاري، فرهنگي، اجتماعى از حقوق مسلم اشخاص و جمعيت‌ها و دولت‌ها است، تبليغات سالم سياسى نيز حق دولت‌ها و جمعيت‌هاى سياسى است. اين‌گونه تبليغات به منزله دفاع از آرمان‌هاى انسانى و عملکردهاى منطقى و حضور معقول در خانواده ملل است به‌ويژه در دنياى پرابهام معاصر که بسيارى از مسائل کشورها با بدبينى و سوءتفاهم نگريسته مى‌شود و همچنين ملت‌ها رفتارها و اقدامات دولت‌ها و احزاب داخلى را با احتياط ملاحظه و مطالعه مى‌کنند ضرروت اعلام وقايع و مواضع و گزارش کارکردها و دفاع منصفانه از آنها اصولى و طبيعى است.

شرط اصلى در حقانيت تبليغات رواى سياسى تهى بودن آنها از دروغ، نيرنگ و ترفندهائى که مخالف اخلاق و شئونات انسانى است، مى‌باشد.

تبليغات سياسى ناروا

مجموعه‌اى از تلاش‌ها و اقدامات تبليغى که از هر وسيله و محملى براى تحقق بخشيدن به اهداف و اعمالى مغاير با آراء و تمايل اکثريت جامعه و مخالف با تعهدات ملى و بين‌المللى استفاده مى‌کند تبليغات سياسى ناروا نام دارد. در انجام و اجراء چنين تبليغاتى معمولاً حقوق ساساى انسان‌ها، قوانين مصوب و موازين عرفى و اخلاقى ناديده گرفته مى‌شود. ترفندها و شگردهاى به‌کارگيرى در تبليغات اسياسى ناروا فراوان و ظريف و پيچيده است.

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 22:48  توسط غلا‌مرضا كاظمي‌دينان‌  | 

·خودرو یک رسانه است   

    وقتی سردبیرمحترم از من خواستند که مطلبی در 250 کلمه در ارتباط با ترافیک و معضلاتش بنویسیم مثل همیشه تصمیم گرفتم به نیمه پر لیوان توجه کنم ؛ چرا که خیلی از شهروندان ما هنوز خصلت خوب ایرانی را که همانا احترام به همدیگر و رعایت حق و حقوق دیگران است را در رفتار خود حفظ و تقویت کردند . همانطوریکه می دانیم تمام حرکتها غیرکلامی ما دارای پیام می باشند و یک نوع ارتباط است و هرارتباط هم نیازبه یک فرستنده پیام ، پیام و گیرنده پیام می باشد و برای ارسال پیام هم یک رسانه یا رساننده احتیاج می باشد . بطور مثال وقتی سکوت فردی را در یک جلسه می بینیم ، می گوئیم پیامش رضایت است . یا زمانی که فردی چهره ای برافروخته دارد پیامش این است که او ناراحت و نگران است یا اینکه لبخند به لب داشته باشد خواهیم گفت شاد می باشد .رانندگی نیز یک نوع ارتباط غیر کلامیست ، وقتی شما در خیابان راننده خودروئی را می بینید که قانون را رعایت می کند و مارپیچ نمی راند ، سبقت غیر مجاز نمی گیرد ، از چراغ قرمز عبور نمی کند ، بی جهت بوق نمی زند ، دوبله توقف نمی کند ، جلوی درب منازل دیگران پارک نمی کند ، در روزهای بارانی با سرعت مناسب حرکت می کند تا باعث خیس شدن شهروندان پیاده نشود ، صدای ضبط خودرو را زیاد نمی کند تا مزاحم دیگران نشود و ....

·       چرا ؟ برای اینکه می داند و اعتقاد دارد احترام به حقوق دیگران نشان از شخصیت اوست همانطوریکه انتظار دارد به حقوق او احترام گذاشته شود می بایست به حقوق دیگران احترام بگذارد ، لذا بوسیله رانندگی صحیح و مناسب با رسانه ای به نام خودرو پیامی را به دیگران می رساند که همشهریان عزیز ، من شما را دوست دارم و حقوق شما را می شناسم و احترام می گذارم . به خودم اجازه نمی دهم که باعث ناراحتی و عصبانیت شما شوم زیرا که ما ایرانی و مسلمان هستیم و خصلت و دین مان به ما اجازه اینگونه رفتارها را نمی دهد .

به امید روزی که همه ما به حقوق یکدیگر احترام بگذاریم .

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 20:59  توسط غلا‌مرضا كاظمي‌دينان‌  |